X
تبلیغات
رایتل

kyuminland

joyers club

To kyuhyun_ one shot


دوباره منم خخخخ

یه فانتزی کوتاه غم اندرناک کیومینی که زحمت ترجمه اشو مهرنوشم کشیده براتون اوردم

لازم به ذکره که ورژن اصلیش مربوط به کاپل کایسو اگه کایسوشو خوندین تعجب نکنین، مهرنوش خودش کایسوشو ترجمه کرده

بعدم از خود نویسنده اجازه گرفته که ورژن کیومینش هم بر گردونه  و نویسنده هم گفته موردی نداره.


ببخشید که یکم غمناکه.. ولی قشنگه

خوندنش خالی از لطف نیست

پیشاپیش از گیمرا پوزش میطلبم




Writer (KaiSoo Ver.) : somewhatnaive

Translator: MehXingSoo LeeNushKyu (KyuMin Ver.)

Title: To Kyuhyun



 

 


لینک دانلود


به سونگمین  :


بیا بهم بزنیم.
 
*************
*******
 
امروز 8:25  
به کیوهیون :
سه روز شده و من هنوز باور نمیکنم فقط با یه پیام باهام بهم زدی.
 
امروز 9:30
به کیوهیون : 
میشه حرف بزنیم ؟
 
امروز 12:01 
به کیوهیون :
دلم برات تنگ شده.
 
امروز 13:23
به کیوهیون :
هنوز عاشقتم.
 
امروز 18:49
به کیوهیون :
ای کاش باهام حرف بزنی.
 
امروز 23.11 
به کیوهیون :
یه جوابم بدی کافیه.
 
امروز 23:59
به کیوهیون : 
کیوهیون... لطفا.
 
*************
*******
 
امروز  6:00
به کیوهیون :
5 روز از بهم زدنمون گذشته.
 
امروز 8:56
به کیوهیون :
به خاطر دوری کردن از من به یه مدرسه دیگه منتقل شدی ؟
 
امروز 10:27
به کیوهیون :
باورم نمیشه برای دوری کردن از من مدرسه رو ترک کردی.
 
امروز 12:55
به کیوهیون :
همه ازم در مورد تو میپرسن و من نمیخوام بهشون بگم که ... بهم زدیم.
 
امروز 16:05
به کیوهیون:
هیوک گفت شهرُ ترک کردی.
 
امروز 20:16
به کیوهیون :
رفتم خونتون و چیزی که هیوک گفته بود درست بود. حتی باهام خداحافظی نکردی.
 
امروز 23:59
به کیوهیون :
شب بخیر کیوهیون. هرجا که باشی میدونی که منتظرت میمونم. مهم نیست چقد طول بکشه.
 
*************
*******
 
امروز 9:34
به کیوهیون :
اخرین پیامی که بهت دادم برای سه هفته پیشه. متاسفم، سرم شلوغ بود. چطوری؟ گمونم، من خوبم . دلم برات تنگ شده. عاشقتم.
 
امروز 10:15 
به کیوهیون:
امروز یه دانش آموز انتقالی از بوسان داشتیم. اون بامزس ولی تو بامزه  تری.
 
امروز 13:07
سوهیون گفت تو رو تو بازار دیده... با یه دختر.شنیدنش ناراحت کنندس. و صراحتا حرف زدن راجبش دردناکه.
 
امروز 23:59 
به کیوهیون:
هنوز عاشقتم کیوهیون. لطفا برگرد پیشم.
 
*************
*******
 
 
امروز 4:00
به کیوهیون :
از اینکه بعد بهم زدنمون هنوز بهت پیام میدم اذیت میشی ؟ امیدوارم که نشی. دلم برات  تنگ شده.
 
امروز 9:25 
به کیوهیون : 
دیر کردم. وقتی دوباره بیدار شدم 9:23 بود. صبح بخیر کیوهیون. عاشقتم.
 
امروز 12:29 
به کیوهیون : 
پیچوندن مدرسه  بدون تو ... خسته کنندس.
 
امروز 15:02
به کیوهیون :
دارم میرم بازار. آرزو میکنم اونجا با من باشی.
 
امروز 18:43
به کیوهیون:
یه پسر بامزه تو بازار دیدم. اسمش ژومی. ازش خوشم اومد. یه جورایی  منو یاد تومیندازه.
 
امروز 23:59
به کیوهیون:
شب بخیر کیوهیون.
 
*************
*******
 
امروز 3:20
به کیوهیون:
من و ژومی به همدیگه پیام میدیم اون بامزس و واقعا منو یاد تو میندازه.
 
امروز 7:34
به کیوهیون :
من اخیرا فهمیدم اون دانش آموز انتقالی ژومیه. الان همکلاسیمه.
 
امروز 10:01
به کیوهیون :
ژومیی ریاضی دوست نداره. اون واقعا شبیه توعه. شدیدا شگفت زده میشم اگه اونم مثل تو  انگلیسی دوست نداشته باشه...
 
امروز 13:00
به کیوهیون:
ناهار امروزُ اون خرید. هورااا! میتونم پولامو جمع کنم برای وقتی که تو  به شهر برگشتی...  به زندگیم.
 
امروز 18:12
به کیوهیون :
اون یه ماشین داره. باحاله نه ؟ اما من هنوز موتور تو رو ترجیح میدم.  عاشقتم کیوهیون.
 
امروز 23:59
به کیوهیون:
میرم بخوابم. شب بخیر کیوهیون.
 
*************
*******
 
امروز 11:13
به کیوهیون :
باید یه اعترافی کنم...یه احساساتی به ژومی دارم. عصبانی میشی ؟
 
امروز 17:25
به کیوهیون :
امروز با جسیکا صحبت کردم و راجب احساساتم نسبت به ژومی گفتم. اون گفت که بالاخره دارم ازت میگذرم.
 
امروز 21:54
به کیوهیون :
مامانم ازم پرسید چرا هنوز دارم برات پیام میفرستم. بهش گفتم چون عاشقتم. عصبی  شد. بهم گفت فراموشت کنم. چطور ممکنه ؟ نمیخوام  فراموشت کنم. عاشقتم کیوهیون.
 
امروز 23:59
به کیوهیون:
داشتم میخوابیدم که شنیدم چیزی به پنجره ام می خوره. شوکه شدم وقتی رفتم چک کنم چیه و اونجا ژومی رو دیدم. یادت میاد کیوهیون ؟ عادت داشتی نیمه شبا دزدکی بیای تو اتاقم.
 
*************
*******
 
امروز 10:37
به کیوهیون :
منو ژومی داریم قرار میذاریم. هیجانزدم. برام آرزوی موفقیت کن. دلم برات تنگ شده. و هنوز عاشقتم کیوهیون. مهم نیست که چی بشه.
 
امروز 18:02
به کیوهیون :
اون ازم پرسید چرا هنوز بهت پیام میدم وقتی حتی جوابم نمیدی. صراحتا جوابی نداشتم. شاید دلیلش این باشه تو این یک سال و نیم من هنوز منتظرنم  . به علاوه اینکه من بهت قول دادم تا ابد عاشقت بمونم، درسته ؟
 
امروز 21:56
به کیوهیون :
من عاشق ژومیم. اما عاشق توام هستم. این ممکنه ؟ بله، ممکنه،چون من تو یه زمان عاشق دو نفرم. اما... ژومی اینجا پیش منه ... و میدونم اون صدمه میبینه چرا که به نظر میاد نمیتونم ازت بگذرم.... از خاطراتت.
 
امروز 22:10
به کیوهیون :
عاشقتم کیوهیون. تو همیشه یه قسمتی از منی. هرگز فراموشت نمیکنم اما نمیخوام نسبت به ژومی بی انصاف باشم.

تصمیم گرفتم، بزارم بری. بعد از تقریبا دو سال که انکارش میکردم ، الان واقعیتو میبینم که ما واقعا بهم زدیم. اما مهم نیس که چی میشه من هنوز عاشقتم.

 
امروز 23:59
به کیوهیون :
شب بخیر کیوهیون. عاشقتم. خداحافظ.
 
 
*************
*******
 
 
سه شنبه 6 دسامبر 00:00
از سونگمین :
شب بخیر کیوهیون. عاشقتم. خداحافظ.
 
امروز 23:59
به سونگمین :
امروز، من این پیامو برات مینویسم ( در واقع مامانم داره مینویسه) تا  دلیل بهم زدن پنج  سال پیشمو بگم. پنج سال پیش، تشخیص دادن من دچار بیماری اسکلروزیس آمیوتروفیک جانبی [Amyotrophic Letral Sclerosis (ALS)] شدم. این یه بیماری عصبی پیشروندس که رو سلولای عصب مغز ( نورون ها ) و نخاع اثر میذاره. تو این بیماری مغز توانایی شروع  حرکت و کنترل حرکات ماهیچه ها رو از دست میده. الان یه درمان براش هست ، یعنی اینکه من به خاطر این بیماری مردم. خوب من وضعیتمو میدونستم ، پس تصمیم گرفتم تمام روابطی که باهات داشتمو قطع کنم. نمیخواستم اجازه بدم رنج ببری. این بی انصافی بود اگه زندگیتو صرف مراقب کردن از من میکردی.... پس باهات بهم زدم ، اما قلبمو پیشت جا گذاشتم. میدونم این بی انصافیه ولی نمیتونستم اجازه بدم تو اون موقعیت منو ببینی. امیدوارم منو فراموش کنی.
در مورد پیام هات، همشونو خوندم. گرچه ، هیچ کدومشو جواب ندادم اما باید بدونی که   همشونو خوندم. میدونم الان با همسرت خوشحالی، و آرزو میکنم خراب نشه ، اما میشه یه لطف بزرگی در حقم بکنی  ؟
میشه تو تشییع جنازم شرکت کنی ؟ آره، تشییع جنازم. ازت میخوام تو مراسم شرکت کنی و دستای مامانمو بگیری و دلداریش بدی وقتی که گریه میکنه و بهش بگی خیلی زیاد عاشقشم ، بعدش بابامو بغل کنی به جای من، بگو که به خاطر حمایت ها و راهنمایی هاش قدردانشم. 
 
خواسته زیادیه ؟ امیدوارم نباشه.
همیشه عاشقتم.
کیوهیون





یه جوری بدی ته دل ادمو خالی میکنه نه؟!!  ایشالا که همیشه تنشون سالم باشه.


شبتون خوش

تاریخ ارسال: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 23:44 | نویسنده: MaMi_Angle 137
نظرات (16)
سه‌شنبه 23 آذر 1395 00:52
شیمین [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مرسی گلم
پاسخ:
یکشنبه 21 آذر 1395 16:45
KYU DEVIL [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر

افسرده گشتم.نمیخوامممم واییی سونگمین که سربازیه از اونور کیوهیونم که فشار کاریش زیاد بعدشم میخواد بره سربازییی اینا رو که میخونم اصلا چهار ستون بدنم میلرزه
پاسخ:
اوپس.. نخوری منو... جوجه هام بی اب و دون میمونن


خو ببخچید دیگه از اینا نمیگذارم..
حالا کو تا کیو بره.. قبلش فنمیتینگ لاته اس. کامبکم گفتن دارن.. حالا تا ببینیم چی میشه
هنوز کلی راهه فکر فردا رو نکن از امروزت لذت ببر
جمعه 19 آذر 1395 00:16
وال ای [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مینییی آدم قحت بود که ژومی؟؟بعدش باید میدوی دنبالش باید ازش میپرسیدی باید...نمیدونم شاید گازش میگرفتی تا بدونه دوستش داری تا بدونه نباید بره.
پاسخ:

دیگه پیداش نکرد
گم شد کیو
یهو رفت
دیگه نبود

مرسی
چهارشنبه 17 آذر 1395 20:10
ترانه [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
واییییی خدا خیلی غمگین بود اصن تصورشم ادمو میپوکونه
پاسخ:
قوروبون دلت... ساری
چهارشنبه 17 آذر 1395 07:43
saye [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آقا این خیلییی غمگین بود خیلیییییی
پاسخ:
ببخچید
چهارشنبه 17 آذر 1395 00:09
eliye [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
Vai ghalbam.. hamin emshab bayad chanta matn geryamo darmiyavordan.. cheghad ba ehsas bud.. mrc
پاسخ:
بغغلللللل الی جوونم
سه‌شنبه 16 آذر 1395 21:59
کیمیا [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
~T_T~
چه زیبا و دردناک بود ...
پاسخ:
سه‌شنبه 16 آذر 1395 15:25
Anid79 [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بچه ها
پسر داییم تصادف کرده و حالش خیلی بده
ظاهرا طرف زده و در رفته....هنوز هیچی معلوم نیس
14 سالش بیشتر نیس
دعا کنین...تو رو خدا دعا کنین نره کما
مرسی
پاسخ:
ای وای.. حالششش خوبه؟؟؟
دعاگوییم حتما
سه‌شنبه 16 آذر 1395 11:31
ziki [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر


نهههه خیلی غم انگیز بود :

کیووهیووووناااا:


مرسی خسته نباشی عزیزم
پاسخ:


گریه نکینیی
خو دیگه نمیذارم
سه‌شنبه 16 آذر 1395 08:59
sara [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دریک کلمه مرگ بود مرسی
پاسخ:
موشکرم
سه‌شنبه 16 آذر 1395 01:11
Anid79 [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سها خانومی تورو به علی قسم ازین حرفا نزن
نبودن مینی داره داغونم میکنه...کیو هم ازون ور
حتی به این چیزا فکرم نکن
باشه؟؟
پاسخ:
سه‌شنبه 16 آذر 1395 01:08
Anid79 [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
از سد اند متنفرم
آخه اونقدر گریه میکنم ک دیگه اشکالی برام نمونه...مث الان

حتی فک کردن بهش جنون میاره...مرگ میاره...
خدا جونم همیشه و هرجا ازشون محافظت کن...همیشه سالم باشن
ولی با این حال...دست مترجم درد نکنه...زحمت کشیده واسش
مرسی
ولی...باوجود تموم اشکام...بازم بغض داره خفم میکنه
پاسخ:
خو ببخچید
گریه نکن جوجه.. اشکاتو قوربون....
خو اذیت میشی نخون.. من نمیخواستم اشکتونو در ارم که
سه‌شنبه 16 آذر 1395 00:48
mahsa [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مامی این چی بود اخههه.حتی نمیخوام بهش فک کنم .ایشالله که همیشه تنشون سالم باشه وکنارهم باشن
دستت دردنکنه
پاسخ:

نه فکر نکن.... فقط فیکه .. یه داستانه.. چیزی نشده که
کی مثل جناب دویل. سر و مر و گنده .. راست راست راه میره یه جمعات پشت سرش نفله میشن
والا
ایشالا
سه‌شنبه 16 آذر 1395 00:30
km137 [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
میدونستم آخرش چی میشه ولی بازم آخرش دلم بدجوری لرزید
گناه داشت خو
ولی خودخواهیه که نذاری آخراش پیشت باشه اونم دل داره خو
پاسخ:
ببخچید خو
خو نمیدونم چرا کیو نخواست مین پیشش باشه.. شاید خیلی درد داشت...
فکر کنم همین دلیل کافی باشه
سه‌شنبه 16 آذر 1395 00:27
سها [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
یه حسی بهم میگه یه روز از کیو فقط نامه ش میمونه... خب کیو رو با خنده هاش میشناختیم.دیگه نمیخنده...یعنی کیو دیگه نیست...
پاسخ:
نگوو دخترم. این حرفارو نزن.
خوب
کیومین یه خدایی دارن که بیشتر و بهتر از منو تو مراقبشونه. هووم؟؟
بیا بغلمم دیگه هم از این حرفا نزن
سه‌شنبه 16 آذر 1395 00:20
ShaghaieghELF [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
Yade farjame bi anjam oftadam
پاسخ:
اوپسسسس
فقط به خاطر سد بودنش دیگه
اخه اون کجا.. این کجا..
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد