X
تبلیغات
رایتل

kyuminland

joyers club

Love FootPrint 2


شب روزتون خوش

ویتامینای منتظر من چطورن؟؟؟ هوم؟؟ کمتر از 25 روزه دیگه سونگمین میاد.. کی باورش میشه داره برمگیرده؟؟

هووف اصلا یه حالی ام که فقط خدا میدونه و خودم...

حالا براش دوباره پروژه میذارم.. چند روز دیگه بهتون میگم. بالاخره الکی که نیست.. خرگوش سوجو داره میاد.

تازه قبلتر از اون عمو شین میاد... وااااااااییی من فدای اون لپاش بشم خوو.. دلم ضعف میره براش..   اونم 18 روزه دیگه میاد.

دلم براشون خیلی تنگ شده.. هیییییییی

بگذریم وگرنه تا صب باید ابغوره بگیرم.

خب؟ قسمت قبلی چی شد؟!! کیو قاتل بود ؟اره؟!! الان همتون به ضرس قاتطع میگین کیو قاتله دیگه؟؟! تصویب شد؟!

خیله خوو. برید این پارتو بخونید ببینم بازم نظرتون همونه




  

 

 

قسمت دوم

 

از اتاق بازجویی خارج شد و پرونده رو دست دونگهه داد : این جایی که اون زن میگه ساعت قتل همسرش بوده . عکسش رو ببر و چک کن .

دونگهه احترام گذاشت : بله رئیس .

راهش رو به سمت دفترش کج کرد . هنوز وارد نشده بود که تمین وارد دفتر شد : رئیس .

چهره تمین کمی غمگین بود : چیزی شده تمین ؟

لبخند تلخی زد : اطلاعاتی که از چو کیوهیون خواستید رو گرفتم و بعد بردمش پزشکی قانونی .

-خوب چی شد ؟

تمین برگه ای روی میزش گذاشت که دوتا ادرس و یه شماره تماس بود . اهی کشید و توضیح داد : این اولین زوجیه که مثل خودم و مینهو دیدم .

کمی مکث کرد و بعد درحالی که کمی بغض کرده بود گفت : وقتی جنازه رو دید خیلی بی تابی کرد . حسابی گریه کرد . معلوم بود خیلی دوستش داره .

سونگمین بی هیچ حس خاصی به تمین نگاه کرد . حرفه اخر توی ذهنش می چرخید . قبل از اینکه بیشتر فکر کنه سرش رو تکون داد : نباید احساسات رو وارد کار کرد تمین . میدونم دیدن یه زوج مثل خودت و مینهو برات جالب بوده ولی یادت باشه کیوهیون فعلا تنها متهم پرونده است .

با سر تایید کرد : بله رئیس .

-به هانسول بگو اماده باشه برای بازدید محیطی می ریم .

-چرا هانسول رئیس ؟ من هستم که .

سونگمین لبخند زد : مگه شب با مینهو قرار نداری؟ بهتره الان بری .

چشم های تمین شروع به درخشیدن کرد و سریع سونگمین رو بغل کرد : ممنون هیونگ .

و با خوشحالی از دفتر بیرون رفت . کتش و اسلحه اش به همراه ادرس رو برداشت و از دفتر بیرون رفت . هانسول خودش رو بهش رسوند و بعد از احترام همراهش رفت .

سوار ماشین شدند . برگه رو دست هانسول داد : ادرس اول رو برو .

ماشین راه افتاد و به سمت ادرس محل زندگی که جایی تقریبا بالای شهر بود رفتند .

سونگمین اما ساکت غرق گذشته بود.

 

فلش بک

 

سر کلاس با ذوق نشسته بود و حرفهای استاد رو یادداشت میکرد .

وسط کلاس وقتی استاد رست ( جوجم یکم خارجیه منظورش همون استراحته :/)  داد نگاهش به کیوهیون افتاد : هی کیوهیون .

چشم هاش رو باز کرد و به سونگمین نگاه کرد : تو چرا اینقدر صبحها انرژی داری سونگمین ؟

لبخندی زد : خوب چون برای سر کلاس اومدن شوق دارم .

نگاهی بهش کرد انگار به یه فضایی خیره بود : دقیقا چیه گوش دادن به یه مشت چرت و پرت جالبه سونگمین ؟

شونه ای بالا انداخت : خوب چیزهای جدید یاد میگیری .

بی خیال بابا تو خودت تمام این مزخرفات رو درباره نت ها و هارمونی بلدی.

لبخندش محو شد : خوب اره ولی دانشگاه تنها جایه که میتونم از خونه فرار کنم . حتی شده برای چند ساعت برای همین اینجا رو دوست دارم .

بالاخره سرش رو از میز بلند کرد . بالاخره یه چیز مشترک. با این پسر درس خونه پیدا کرده بود : پس تو هم از خونه خوشت نمی یاد ؟

سونگمین سرش رو زیر انداخت و با دفترش بازی کرد : توی خونمون خیلی مقررات هست از اون همه قانون خسته شدم .

بعد لبخند بزرگی زد : ولی اینجا میتونم خودم باشم بدون قوانین مسخره ای که میگن باید چیکار کنم .

کیوهیون خندید : جوری حرف می زنی انگار پسر رئیس جمهوری .

سونگمین شونه ای بالا انداخت : رئیس جمهور نه ولی پسر نخست وزیر لیم .

چشم های کیوهیون گرد شد : اوه پسر .

 

پایان فلش بک

 

-رئیس رسیدیم .

با صدای هانسول از فکر بیرون اومد و نیم نگاهی به ساختمون رو به روش کرد .

-پولدارن رئیس .

همراه هم وارد ساختمون شدند . مردی که به نظر نگهبان ساختمان بود نزدیک شد : کاری دارید اقایون ؟

سونگمین نشونش رو به مرد نشان داد : کارگاه لی هستم . چندتا سوال دارم .

مرد سریع احترام گذاشت : خوش اومدید . لطفا بیاید به دفتر نگهبانی.

اونها رو به به سمت نگهبانی راهنمایی کرد . سونگمین تمام مدت روی سقف رو نگاه میکرد . هانسول هم با تعجب به کارهای سونگمین خیره شد .

وارد دفتر شدند و چشم سونگمین به مانیتور های خاموش خورد .

-چه کاری ازم براتون بر میاید کارگاه ؟

هانسول سریع عکسی رو نشون نگهبان داد : اجوشی شما این فرد رو می شناسید ؟

مرد نیم نگاهی بهش کرد و بعد جواب داد : ساکن طبقه هشتم هستند . فکر کنم اسمش لوهان باشه .

-چندوقت اینجا زندگی میکنن ؟

-من دوساله اینجا استخدام شدم از اون موقع اینجا هستند .

- هستند ؟

مرد با سر سوال سونگمین رو تایید کرد : هم خونه ایشون . اقای چو.

هانسول عکس کیوهیون رو نشون داد : این فرد ؟

مرد با سر تایید کرد : بله . البته چند روزی هست که من اقای لو رو ندیدم .

-چند روز دقیقا ؟

مرد کمی فکر کرد : فکر کنم پنج روزی میشه . اقای لو همیشه صبح های زود برای دویدن می رفتند و منو از خواب بیدار میکردند . اخرین بار پنج روز پیش منو بیدار کردند.

-به چیزی مشکوک نشدید ؟

- نه خوب ایشون گاهی سفر کاری می رفتند فکر کردم از اون موقع هاست .

هانسول نیم نگاهی به دوربین های مدار بسته انداخت : دوربین ها از کی از کار افتادند ؟

مرد به صفحه های پشت سرش انداخت : تقریبا از هفته پیش . دوتا از دوربین ها خراب شدند  . یکی از ساکنین پیشنهاد داد تا دوربین ها رو کاملا جدید کنیم و رئیس ساختمون هم موافقت کرد .

 سونگمین نفس عمیقی کشید : رابطه این دو نفر اقای چو و لوهان چطور بود ؟

مرد لحظه ای سکوت کرد : میشه بپرسم چرا دارید می پرسید ؟

سونگمین کمی خم شد : اجوشی باید هرچی می دونید بهمون بگید .

-نمیخوام براشون دردسر درست شه . اونها ادمهای خوبی هستند .

سونگمین اخم کرد : هرچی می دونید بگید .

پیرمرد اهی کشید : اونها بیشتر از هم خونه ای هستند . من چندبار دیدمشون که هم رو می بوسیدند .

لبش رو گزید و پرسید : برای همین شما اومدید اینجا .

هانسول سریع جواب داد : زندگی شخصی افراد به پلیس مربوط نمیشه .

سونگمین اخمی کرد : لوهان به قتل رسیده ما دنبال قاتل ایشون میگردیم . میخوام فکر کنید ببینید چیز مشکوکی از اونها دیدید ؟ دشمنی دعوا یا هر چیز دیگه ای

پیرمرد شوک زده به اونها خیره شد : لوهان مرده ؟ خدای من .

چند لحظه مکث کرد و بعد دوباره گفت : اونها ادمهای ساکتی بودند . من هیچ وقت ندیدم که با کسی حرفی بزنند .

بعد از چند سوال دیگه از ساختمون بیرون رفتند . هانسول رفت تا ماشین رو بیاره و سونگمین به اطراف خیره شد .

-رئیس .

با صدای هانسول به خودش اومد .

-پیاده شو هانسول .

هانسول با تعجب به سونگمین که از خیابون عبور میکرد نگاه کرد و سریع ماشین رو پارک کرد و دنبال سونگمین رفت . وارد ساختمون مقابل شد : کارگاه لی هستم .

مرد بلند شد : اتفاقی افتاده کارگاه ؟

-میخوام با مسئول دوربین های امنیتی شما صحبت کنم .

مرد چندبار پلک زد : اوم بله از این طرف .

هانسول خودش رو به سونگمین رسوند : اینجا چیکار داریم رئیس ؟

-وقتی اون ور خیابون بودم . متوجه این بانک شدم اونها باید دوربین امنیتی داشته باشند . میخوام بدونم چیزی میشه اینجا پیدا کرد یا نه .

- اینجاست .

مرد در زد و بعد وارد سالن شد. زنی که توی دفتر نشسته بود با دیدنشون بلند شد : اتفاقی افتاده اقای جونگ ؟

-اینها کارگاه هستند می خواستند با شما حرف بزنند .

زن کمی هول شد : چرا ؟اتفاقی افتاده ؟

-راستش به کمک شما نیاز داریم . میخوام بدونم دوربین امنیتی دارید که از خیابون فیلم برداری کنه ؟

زن برگشت و به مانیتور ها خیره شد : دوربین شماره پنج خروجی پارکینگ رو می گیره به خیابون دید داره .

سونگمین به مانیتور نگاهی کرد و با دیدن ساختمان محل اقامت کیوهیون توی چارچوب فیلم لبخندی زد : می تونم فیلم های پنج روز پیش تا امروز اینجا رو داشته باشم ؟

-اوه من میخوام کمک کنم ولی باید از رئیسم اجازه بگیرم .

- بسیار خوب با ایشون تماس بگیرید . اگه لازم باشه میتونم حکم قضایی بگیرم . ولی در اون صورت باید تمام فیلم ها رو بررسی کرد .

زن سری تکون داد و تماسی با رئیس گرفت و با  رئیس صحبت کرد . رئیسش وقتی درباره حکم قضایی شنید ترجیح داد خودش فیلم های امنیتی رو بهشون بده تا اینکه کل اطلاعات بانک رو دست پلیس برسه .

 

بعد از گرفتن فیلم ها از بانک بیرون زدند و وارد ساختمان شدند .

هانسول سریع پرسید : از کجا فهمیدی اونجا دوربین داره رئیس ؟

-اون یه بانکه هانسول . این یعنی باید پول دریافت کنه . با توجه به موقعیت ساختمون هیچ در پشتی نداره پس تمام پول رو باید از در اصلی وارد ساختمون کنند این یعنی دوربین امنیتی مشرف به خیابون دارند .

 

هانسول با احترام و شگفتی نیم نگاهی به سونگمین انداخت . همین کارگاه لی رو گارکاه لی کرده بود .

به محض رسیدن به ساختمان پلیس فیلم ها رو تحویل دونگهه داده بود.

 

جلوی دفترش ایستاد : خیلی خوب هرکسی شیفت شب داره . دوربین های امنیتی رو نگاه کنه . مال پنج روز میشه میخوام ساختمانی که توی فیلم موقعیت ساعت 12 رو داره بررسی کنید و دنبال دو نفری که عکسشون روی بردِ بگردید و هرچیز مشکوکی رو بهم سریع گزارش بدید .

-بله رئیس .

 

دو سه روزی از اون اتفاق گذشته بود ولی هیچ خبری در این باره نبود . فیلم های امنیتی تا اونجا تا اون لحظه چیزی رو نشون نداده بود . سونگمین تصمیم داشت امروز به سر کار لوهان بره تا بتونه اطلاعاتی رو از اونها بگیره .

برای همین بعد از ناهار همراه تمین به محل کار لوهان رفت .

منشی اونها رو به دفتر رئیس برد . تمین خبر قتل لوهان رو داد و مثل همیشه مرد تقریبا شوکه شد .

-خدای من باورم نمیشه لوهان یکی از بهترین کارکنان ما بود .

سونگمین با کمی مکث پرسید : رابطه اش با همکارهاش ؟

-اینجا یه شرکت بازرگانیه . رقابت بین بازاریاب ها کاملا طبیعیه ولی خارج از چارچوب کار لوهان رابطه دوستانه ای با همه داشت . یکی از همکارهاش بود که مثل لوهان چینی بود با اون فرد رابطه خوب تری داشت.

- میشه اون فرد رو دید ؟

مرد با سر تایید کرد و شماره ای گرفت : ویکتوریا رو بفرست دفترم .

چند لحظه بعد در باز شد و دختر خوشگلی وارد شد : با من کاری دارید رئیس ؟

-بشین ویکی لطفا با این اقایون صحبت کن درباره لوهان چندتا سوال دارند .

دختر با خوشحالی سمت اونها رفت : لوهان پیدا شده ؟

تمین اهی کشید : متاسفم لوهان شی به قتل رسیدند .

نفس دختر لحظه ای گرفت و خیلی سریع به گریه افتاد .شوکه شده به نظر می رسید : خدای من .

رئیس از جاش بلند شد و کنار ویکتوریا نشست : میدونم خیلی شوکه شدی ولی لطفا به سوال ها جواب بده باید قاتل لوهان شناسایی شه .

با سر تایید کرد درحالی که سعی میکرد گریه اش رو کنترل کنه .

-سه سال همکار بودیم . اوایل که به کره اومدم و اینجا استخدام شدم کره ایم خوب نبود . ولی لوهان بهم کمک کرد . وقتی فهمیدم مثل من چینیه خیلی خوشحال شدم اون خیلی کمکم میکرد برام مثل برادر بود .

تمین پرسید : خانم ویکتوریا توی محل کارش با کسی مشکلی نداشت .

-لوهان خیلی....

با صدای زنگ تلفن سونگمین لحظه ای مکث کرد . سونگمین معذرت خواست از تمین خواست سوال پرسیدن رو ادامه بده و از اتاق بیرون رفت : چی شده دونگهه ؟

-رئیس یه چیزی از فیلم های امنیتی پیدا کردیم .

-چیه ؟

-روزی که لوهان به قتل رسیده چند ساعت قبلش وارد ساختمون شده . کیوهیون هم توی خونه بوده .

چشمهاش گرد شد : خوب ؟

-این همش نیست رئیس هیچ خروجی از لوهان ثبت نشده .

لحظه ای سکوت کرد : و ؟

-و مدرک مهمی که دست اومده خروج شبانه کیوهیون از ساختمون با یه بسته مشکوک بزرگه .

-فیلمش رو برام بفرست . الان.

تماس رو قطع کرد . لوهان روز قتلش به خونه برگشته ؟ کیوهیون درباره دیدنش دروغ گفته بود ؟ با لرزیدن گوشیش فیلم رو سریع باز کرد . فیلم دوربین امنیتی بود که ساعت یک شب رو نشون میداد . کیوهیون با یه کارتون بزرگ که انگار متعلق به یه ماشین ظرف شویی بود از اپارتمان بیرون رفت . سونگمین فیلم رو روی جعبه زوم کرد با دیدن خیسی جعبه اخمی کرد : آبه ؟

فیلم رو دوباره پلی کرد و به رفتار کیوهیون خیره شد با دیدن رفتار دستپاچه کیوهیون اخمی کرد . کلاهی روی سرش گذاشته بود و خیلی عجیب اطراف رو نگاه می کرد .

دوباره به دونگهه زنگ زد : یه حکم بازداشت به اسم چو کیوهیون صادر کن .

همزمان در باز شد و تمین بیرون اومد : چی شده رئیس؟

-باید بریم سراغ کیوهیون قرار بازداشت صادر شده . چندتا نیرو به خونه اش بفرست ما هم خودمون رو می رسونیم .

تمین متعجب سری تکون داد و از ساختمون بیرون رفتند . بر خلاف همیشه سونگمین خودش پشت فرمون نشست و با اخم حرکت کرد . ذهنش درگیر بود : کیوهیون قاتل بود ؟

گوشیش رو دست تمین داد و ازش خواست به فیلم نگاه کنه

-درباره جعبه حق با منه اون جعبه خیسه ؟

تمین با سر تایید کرد : جعبه دو رنگه این یعنی خیسه . مینهو درباره غرق شدن گفته بود .

 سرعت رو بیشتر کرد و به سمت خونه کیوهیون روند .

نگهبان با دیدنشون جلو اومد : کارگاه لی اتفاقی افتاده ؟

-مارو به اپارتمان چو کیوهیون راهنمایی کنید ؟

پیرمرد ترسیده سریع به سمت اسانسور رفت و اونها رو به خونه راهنمایی کرد .

سونگمین و تمین اسلحه رو بیرون کشیدند . پیرمرد کمی عقب رفت . با اشاره سر سونگمین تمین در زد و چند لحظه بعد در باز شد . سونگمین سریع وارد شد و بازوی کیوهیون رو گرفت و به عقب پیچوند و سریع دستبند زد . کیوهیون ترسیده پرسید : اینجا چه خبره ؟

سونگمین اسلحه اش رو دوباره سر جاش گذاشت و رو به کیوهیون کرد : شما متهم به قتل لوهان هستید . هر حرفی بزنید علیه شما استفاده میشه .

-چی ؟ دارید درباره چی حرف می زنید ؟

تمین دستهای کیوهیون رو گرفت و به سمت بیرون از خونه راهنمایی کرد : توی اداره مشخص میشه .

و کیوهیون کت بسته رو در میون بهت و حیرت از خونه بیرون برد . سونگمین برگشت و به فضای بهم ریخته اتاق نگاهی کرد : مثل همیشه بی نظم .

سریع اخم کرد و اطراف رو نگاهی کرد . نگاهش به لکه خشک شده ای کوچیکی روی زمین افتاد .

اخم کرد و روی زمین زنو زد و لکه رو لمس کرد : خون ؟

گوشیش رو در اورد و با مینهو تماس گرفت : چی شده کارگاه ؟

-بیا به این ادرس باید چیزی رو بررسی کنید.

تماس قطع شد و سونگمین به لکه چشم دوخته بود .






فکر کنم کیو لو رفت به نظرتون چند سال براش میبرن؟؟

یالا بریزید بیرون ببینم شم پلیستیون چی میگه؟؟

شما به این پیرمرده نگهبانه مشکوک نیستین؟؟ من خیلی مشکوکما
اون یارو رییس بانکه هم مشکوک بودا؟ نبود؟

یاد اون فیلمه افتادم " همیشه پای یک زن درمیان است!" همین بود نه؟؟ شاید چندتا زن..





برچسب‌ها: Love FootPrint
تاریخ ارسال: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت 21:57 | نویسنده: MaMi_Angle 137
نظرات (18)
جمعه 19 آذر 1395 14:07
mina [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
احساس کاراگاهی عجیبی دارم
ممنون دوسم
نخسته
پاسخ:

حستو دوست دارم
چهارشنبه 17 آذر 1395 07:39
saye [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وای خیلی باحاله خیلیییی مرسیییی
چهارشنبه 17 آذر 1395 02:06
Anid79 [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
فدای مامی طلا
چطوری خوشکله؟؟؟؟
غزاله رو نگو ک دلم براش کبابه...بهش پی ام دادم...گف بهتره...حالا امیدوارم جدن بهتر شده باشه
منکه میگم باید برم پلیس شم شما میگین نع
لازمه بگم چقدر عاشقتم؟؟؟
چهارشنبه 17 آذر 1395 00:51
حنا [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیزم خوبی؟؟؟؟؟
آقا الان که فکر میکنم نباید کیو قاتل باشهچون اگه کیو قاتل باشه میوفته زندان پس کیومین چی میشه؟؟!
جدا از اون واسم سوال پیش اومد که لوهان اون چند مدت که غیبش زده بوده کجا بوده پس؟؟؟؟؟!!!!!!!!
و اینکه کیوهیون چه دلیلی میتونه داشته باشه واسه کشتن لوهان؟؟؟؟
امکان داره مثلا جنون آنی بهش دست داده باشه خودش یادش رفته باشه؟؟؟؟؟
همه چیز عجیبه من واقعا گیج شدم،اول گفتم که احتمال داره کیو قاتل باشه ولی الان نمیدونم چرا شک کردم
مرسی عزیزم
سه‌شنبه 16 آذر 1395 21:53
کیمیا [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خداوندااااااااا چرا اینقد خوبه اخه؟؟؟ چرااااا؟؟؟
موضوع فیک به رشته ی دانشگاهم مربوطه یعنی میخونمش اصن در داستان کاملا فرو میرم در حده غرق شدنا^_^||
اقا الان نمیشه نظر داد باید داستانو از زبونه کیو هم شنید از اونجایی که مینی خیلی تیزه میتونه معما رو حل کنه...
شواهد نشون میده که گناهکاره ولی خب بازم میشه به این فک کرد که شاید اگرم کاری کرده از روی قصد نبوده شایدم کسی داره کیو رو قاتل نشون میده ...
باید ببینیم در ادامه چی میشه ولی حس میکنم قراره داستان کلی مارو غافلگیر کنه(*^﹏^*)
سه‌شنبه 16 آذر 1395 18:29
ریحانه [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلاممم دوست مننن من این فیکو خوندم و خوشم ازش اومد از این به بعد نظر میذارم آخییییی عررررررکیو مظلوووممم کیو بی گنااااههه کیووو متهمممم نه کیو قاتل نی اون لکه ی خونم لابد مال س.ک.س.ش با لوهانه ولی اون جعبه ی خیسو نمدونم ولی در بی گناه بودن کیو شکی ندارمشاید اون جعبه هم لباساشون بودن که بعد از س.ک.س.شون شستنشون خخخخولی کیو بی گناهههه من برم عرررر بزنم تا پارت بعد موفق باشی عشقم
سه‌شنبه 16 آذر 1395 12:18
ziki [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
یعنی چیییییی؟؟؟ ؟!!!!!!!
امکان نداره کیوووو قاتل باشه من هنوز باور نکردم و نمیکنم باید تا اخر داستان بخونم تا باور کنم

مرسییی دمت گرم خسته نباشی
پاسخ:
^_^ کیپ کالم.
اره تا اخر که بخون ولی برا هرچیزی خودتو اماده کن...خخخخ
فدات عشششقم
سه‌شنبه 16 آذر 1395 10:06
باران [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیزم. مرسی.
واقعااا کار کیو بوده؟؟. من هنوز باورم نمیشه. که. .
پاسخ:
سلام بانو
به نظر من که کار همه اشونه.. همشون باهم لوهان و خفه کردن..باور کن..خخخ
سه‌شنبه 16 آذر 1395 09:00
sara [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اقا چیشدچراکیوبایدلوهان بکشه یکی من بگیره.مین چ خشن شداوه.پسرنخس وزیراوه خدابه خیرکنه خیلی ممنون
پاسخ:
بیا من بگیرمت با سر نری تو قوری
اره دیگه اگه لوهان و نمیکشت چجوری به مین میخواست برسه؟؟ نه خدایی این فیک کیومینه یعنی تهش باید کیومین بشه دیگه..
فدااتووون
سه‌شنبه 16 آذر 1395 08:33
هستی [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلاااااام
یعنی داری کاری میکنی ک هر قسمت نظراتمون میچرخه!
تا آخر این قسمت مغزامون میسوزه میدونم دیگه
ب قول کارتون دوران کودکی:من میدونمممممم من میییدووونمممم مغزمون میسوزه
نخسته خانوم گل
پاسخ:
اره دقیقا تا اخر این فیک براتون نقشه ها دارم.. ایم سووو دویییل
من میدونسسستم نبود؟!!!
فداتون برم خو
سه‌شنبه 16 آذر 1395 01:22
mahsa [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
منکه هنوز باورم نمیشه کیو قاتل باشه ولی عجب فیکیه ها ادم فک میکنه داره فیلم میبینه دستت دردنکنه ایول
پاسخ:
خودتو برا هرچیزی تو این فیک اماده کن.. خخخ
واقعا؟؟ چه خوبه اینو میگی.. خوشمان امد
تشششکر
سه‌شنبه 16 آذر 1395 00:53
Anid79 [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلوم عشق جوجو
احوالات بانو؟؟؟
اخیییییی...دلم برا این فیک تنگولیده بوووود
مرسی ک اپیدی...بجان خودم 10 صفحه ریاضی نوشتم منم که خطم خیلی ریزه دیگه فک کن چقددددددددددد نوشتم...مچم پوکید 0_0
اصن یهویی اومدم دیدم آپ نمودی...خرگوش ذوق
شدم
میدونی
کیو ایز نات کیلر...تمام(ضایع نشم حالا)
ببین...اون شوکه شدناش...مظلومیتاش...بی خبر بودناش...نمیتونه نقش باشه...بابا دیگه هیچ کس نمیتونه تا این حد حرفه ای بازی کنه خو...مخمو نابود کردم بسکه فکرم درگیرشه
نمیدونم چرا یه حس مزخرف داره بهم میگه اوردن اسم نخست وزیر لی توی این پارت اتفاقی نبوده...همه چیز اونطوری ک ما میخوایم پیش نمیره...همیشه پراز اتفاقای غیر منتظره اس...زندگی همیشه آماده...سوپرایز کردنمونه...چه جمله ای گفتما...کمرم شیکست
ولی اون دوربینای خراب ساختمون رو اعصاب منه
و اون کارتون خیس دیگه ازهمه بدتر...
اون بلکه خون رو زمینو بگوووووو
خل شدم رففففف
نکنه من قاتل باشم؟؟؟؟؟؟
مامی توکه لوهانو نکشتی؟؟؟؟
نکنه کار غزاله هیونگ باشه...اونم تقریبا 5 روزه خبری ازش نیس...نععععععععع ن نمیخوام هیونگم قاتل باشه...بیاین منو بجاش دستگیر کنین...
منکه میگم کار جویراس...میخواستن کیومین ریل کنن
این لاو دویلم دیشب حرفای بوی تهدید میداد
یعنی خود درگیری رو حال میکنی تورو قرآن؟؟؟؟
بسی جذذذذذذاب بود...تچکر فراوان...ماچ یو
و تشکر بسی فراوان تر از نویسنده ی جیگرمان ک منو کاملا ناک اوت نمود
پاسخ:
سلام جوجه خوشگله.ریاضی شیرین است ولی خر است :| ..نخسته.
خوشم اومد حس پلیسی تو هم خوب کار میکنه به نکات خوبی اشاره کردی ولی زیادم مطمئن نباش.
و هیچ چیز اینجا اتفاقی نیست به تک تک نکات فیک باید دقت کنین تمام جزییاتش حتی اسم نخست وزیر لی.. کاملا حرفه ای نوشته شده..خخخ
جمله اتو دوست داشم:)
گفتی غزاله طفلکم مریض شده.. دعا کن زود خوب شه. بیاد
کلا همه مشکوکن خخخخ
فداتون بشم. چشم به نویسنده ابلاغ میشه حتما
سه‌شنبه 16 آذر 1395 00:27
سها [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
کیو طفلی...خو بیشتر متهمش کردی که!!!!
پاسخ:
الان چی شد ؟
طرف کیوییی؟ یا برضدش؟؟؟!
توهم مشکوک میزنیا...خخخخ
سه‌شنبه 16 آذر 1395 00:03
Aramis [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اوا چرا اینجوری شد...
بنظرم کیو نباید قاتل باشه چون انگیزه ی خاصی نداره تا اینجا
ولی انسانه دیگه... هرکاری ممکنه ازش سر بزنه...
باید ببینیم کاراگاه لی چه میکنه
ایکاش بیشتر فلش بک داشته باشیم... دوست دارم از گذشته بیشتر بدونم
ممنون عزیزدلم
پاسخ:
اره دیگه از این موجود دوپا هرچی بگی برمیاد.
یهو دیدی کیومین دوتایی سر لوهان و کردن زیر اب که بتونن بهم برسن.. والا :||||
فلش بک داریم.. یکم جلوتر بهش میرسیم.
مرسی عشقم.بووسسس به لپات
دوشنبه 15 آذر 1395 22:50
شیمین [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وای من نظرم 180 درجه تغییر کرد کیوهیون 1درصدم احتمال نداره قاتل باشه 50درصد ویکتوریا 50درصد وزیر لی پدر سونگمین قاتله عاشق این فیک هام که باعث بشن شم پلیسیم کار بیفته این فیک عالیه
پاسخ:
وای شیمین روانیییتم..خیلی خوبی..
چجوری به این نتیجه رسیدی؟؟ بابا اینجا که مدرکشم رو شد ..خخخخ
به حسای پلیسیت اعتماد کن ولی خخخ
فعلا
دوشنبه 15 آذر 1395 22:40
Nazi [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
عاقا پاپوشه
کیو قاتل نیس فقط شرایطو طوری چیدن که کیو قاتل به نظر بیاد
حالا نمیدونم کار کیه ولی مشکوکه همه چی
وای اینکه مینی پلیسه کیو متهم منو یاد زوتوپیا اندخ خخخ خعلی باحاله
خسته نباشی عزیزم ممنوون
پاسخ:
چه همه نظرشون برگشتا.... خخخخ
به نظرم منم همه چی مشکوکه.. اصلا شاید مین خودش لوهان و کشته .. بالاخره حسودیش شده که کیو اونو انتخاب نکرده ..لوهاان و انتخاب کرده.
کلا همه چی مشکوکه...مشششکوک

خخخ فداتون
دوشنبه 15 آذر 1395 22:27
وال ای [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ن ن ن ن به نظر من کیو قاتل نیست چه مظلومانه گفت اینجا چه خبره؟!!اون جعبه هم قبلا خیس شده بوده وقتی خشک شده دو رنگ مونده.اون موقع شبم داشته میرفته آشغالارو که تو جعبه بوده بزاره دم در.و قاتل یا سرایداره یا اون دختره.سونگمین خفه نشی که انقدر بی صبری دختر معصوم میخواست توضیح بده ها گوش‌نکردی.
هیجان انگیزناک بود مرسییییی
پاسخ:
عه.. خودتون گفتین قاتله خوو.. بیا افسر لی هم ثابتش کرد.
اره جعبه ها خیسن. اشغالا رو مگه میذارن تو جعبه؟ تازه از کجا میدونی گذاشت دم در؟؟! تازه سر و ثورتشو پوشونده بود کسی نشناستش... دقت نمیکنیا.. یه بار دیگه بخون.
مممکنه پای یک زن در میان باشد.. شابدم چندتا.. شایدم من دویل شدم... خخخخ
فدامدا
دوشنبه 15 آذر 1395 22:11
مهدیس [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
واااااایییی
کیو قاتله؟
نههههههههه
بد شد؟
ممنونم واقعا قشنگه؟
پاسخ:
الان جمله اخرت سوالی بود یا خبری؟!!
منم درگیر کردی یه لحظه...خخخ
اره دیگه افسر لی ثابت کرد قاتله.
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد