X
تبلیغات
رایتل

kyuminland

joyers club

Love FootPrint 1


شب نیمه برفیتون بخیر جویرای عزیز دل

انتظارها به سر رسید

امیداورم با پارت اولش حال کنید

قراره با یه سونگمین کاملا متفاوت از فیک قبلی رو به رو بشین


نظرم که یادتون نمیره ایشالا

بفرمایید ادامه






  


قسمت اول

 

 

با ضربه به در سرش رو از لب تابش بیرون آورد.

_ چی شده تمین؟ 

تمین پرونده رو روی میز گذاشت: این پرونده جدیده. 

سونگمین نگاه اجمالی به پرونده انداخت: درباره چیه ؟

_ چند وقت پیش یه مرد گم شدن دوستش رو گزارش کرده. 

سونگمین دوباره به لب تاب نگاه کرد : پس فکر کنم بخش رو اشتباه اومدی تمین.

تمین پرونده رو دوباره روی میز گذاشت.

_ نه رئیس امروز صبح به ما مربوط شد. جسد فرد گمشده پیدا شده.  آوردنش توی اداره .

 با سر تایید کرد.  لب تابش رو بست و بلند شد. از اتاقش خارج شد.  تمین دنبالش رفت.  هر کسی بهش نزدیک می شد بهش احترام می گذاشت. کارگاه لی سونگمین اعجوبه اداره بود.  خیلی راحت با نگاه به مدارک می تونست مجرم رو شناسایی کنه و این برای جوانی 30 ساله که فقط 6 سال به واحد جنایی منتقل شده بود واقعا عالی بود. 

 _ جنازه کجا بوده؟ 

تمین پرونده رو نگاهی کرد :

_اطراف شهر پیدا شده.  کسی که پیداش کرده از افراد محلی بوده که سگش رو برای پیاده روی برده و سگ جنازه رو پیدا می کنه. 

_ و اون فردی که پیداش کرده؟ 

_ توی اداره پلیس محلی بازجویی شده و آزاد شده . 

با سر تایید کرد و بعد انگار چیزی یادش اومده باشه  پرسید: نظر پزشک قانونی چیه؟

تمین لبخند زد: منتظر بودم ازم بپرسی.

بعد مکثی کرد و جدی تر توضیح داد : جسد هیچ نشونه ضرب و شتمی نداشت.  یا چیزی که نشونه درگیری باشه. 

سونگمین پرسید: گزارش پزشکی قانونی کجاست ؟ باید از قتل بودن مطمئن شیم .

_ هنوز گزارش ندادند ولی با مینهو حرف زدم گفت نتایج آماده است.  

_ خیلی خوب بریم سراغش.

 همراه تمین به سمت پزشک قانونی حرکت کردند. هر کس سونگمین رو می دید با خوشحالی بهش احترام می گذاشت . از وقتی سونگمین به بخش جنایی اومده اومد شیش سال میگذشت و تقریبا دو سال بود که رئیس بخش شده بود و توی این مدت به طرز شگفت انگیزی تونسته بود همه چیز رو تحت کنترل خودش بگیره . جوری که وقتی اسم کارگاه لی سونگمین می اومد همه چیز حل شده در نظر گرفته میشد .

 

سونگمین سالها بود توی بخش خودش حرفه ای بود.  ولی همیشه با یه بخش از کارش مشکل داشت. پزشک قانونی   

بوی اتاق تشریحو که حس کرد کمی سرفه کرد هیچ وقت از این بو خوشش نمی اومد. 

 دنبال مینهو گشتند. مینهو رییس بخش کالبد شکافی اداره بود و کسی بود که باید تشخیص قطعی رو میداد .

 با یه نگاه کلی اون رو بالای سر جنازه ای پیداش کردن در حالی که یه کلوچه توی یه دستش بود. با دست دیگه اش دل و روده اون جسد رو کنار می زد. 

 سونگمین دماغش رو جمع کرد تا بوی کمتری حس کنه. این تنها بخشی از کارش بود که ازش خوشش نمی اومد.  سونگمین واقعا ازش متنفر بود. 

 تمین جلو رفت: مینهو

مینهو سر بلند کرد و با دیدن اونها بقیه کلوچه رو توی سطل انداخت دستکشش رو در آورد و جلو اومد: تمین. 

خواست تمین رو بغل کنه ولی با وجود کلی خون روی اون روپوش خیلی کار احمقانه ای به نظر می رسید.  تمین خودش رو کنار کشید.

_ هی با اون لباس منو بغل نکن. 

 مینهو نگاهی به رو پوشش کرد و بعد آهی کشید و فقط بوسه کوتاهی به لب تمین زد و به سمت سونگمین برگشت: اوه کارگاه.

سلامی کرد و پرسید : خیلی خوب چی پیدا کردی مینهو.

تمین صورتش رو جمع کرد: خواهشا نگو قتله ما امشب شام قرار داریم. نمی خوام یه روز شلوغ داشته باشم. 

 

مینهو لبخندی به چهره با نمک تمین زد: متأسفم عزیزم.

و کمی جدی ایستاد و برگه ای برداشت و رو به سونگمین کرد. 

 _ طبق شواهد بدن مربوط به یه مرد حدود 25 ساله است. زمان مرگ بعد از ظهره سه روز پیشه شاید حدود ساعت پنج بعد از ظهر. با توجه به لیست مفقودین این چند وقت فقط با یه مورد هم خونی داره.... لوهان 26 ساله و چینی.

تمین آهی کشید :لعنتی خارجیه. 

 با چشم غره سونگمین ساکت شد.  مینهو ادامه داد: گم شدنش توسط دوستش گزارش داده شده بود.

سونگمین خسته آهی کشید :

_هی برو سر اصل مطلب. 

_خیلی خوب cod (علت مرگ خفگی )در اثر آب. این بابا غرق شده. 

 تمین نگاهی به جنازه کرد: پس برای همین نشونه درگیری نداشت. 

سونگمین سری تکون داد: می تونه قتل نباشه؟

مینهو رد کرد  .

_ این صد در صد قتله. وضعیت ریه هاش نشون میده با آب شور یا همون آب دریا خفه نشده یه نفر با آب خوردن اون رو غرق کرده .

سونگمین با کنجکاوی نزدیک تر شد : مثلا تو یه وان ؟

مینهو خم شد و دست هاش رو نشون اون دو نفر داد : به دست هاش نگاه کن اونها چروک نخوردن.  می دونی وقتی می ری حمام و نوک انگشت هات جمع می شن.  پس این یعنی بدنش در معرض آب قرار نگرفته فقط سرش توی آب فرو رفته.

سونگمین با تنفر دماغش رو جمع کرد : غرق کردن مصنوعی .

 تمین با کنجکاوی به پسر نگاه کرد: پسر خوشگلی بوده حیف شد. 

سونگمین تمین رو نادیده گرفت: سرنخی هست؟ 

_ خوش بختانه بله. بر خلاف چیزی که تمین گفت نشونه درگیری هست. زیر ناخن هاش پوست آدم پیدا شده که متعلق به خودش نیست.  فکر کنم وقتی با قاتل درگیر شده پوستش رو خراشیده برای تست دی ان ای فرستادمش .

_ عالیه. اینو می گن یه حرف حسابی و ...

 با زنگ خوردن گوشی بی خیال بقیه حرف شد: چی شده دونگهه؟

_ جواب تست دی ان ای پوستی که مینهو فرستاد اومد .

-          چقدر سریع.

 _ خوب پیدا کردن شخصش زیاد طول نکشید.  متعلق به کسی بود که گم شدنش رو اطلاع داده بود .

تعجب کرد.

_ آدرسش رو بفرست باید باهاش حرف بزنم.

- در واقع اون اینجاست.  توی اتاق بازجویی منتظر شماست رئیس.  وقتی مشخص شد یکی رو فرستادم دنبالش.

 سونگمین از سر رضایت لبخندی زد. وقتی حرفه ای باشی تیمت هم حرفه ای میشه . حوصله بیرون رفتن از اداره رو نداشت.  به سمت تمین برگشت ولی در عوض تومین رو دید که مشغول بوسیدن هم بودن.  بهشون چشم غره رفت: نمونه پیدا شد.  اون فرد الان بالاست.

تمین سریع جدا شد: چه زود.

_ پوست مال کسی بوده که گزارش گم شدن رو داده. 

تمین با ذوق سمت مینهو برگشت: پس شاید قرار شام سر جاش باشه.

سونگمین چشم هاش رو چرخوند و از مینهو تشکر کرد و از اونجا بیرون اومد.  تمین بوسه کوتاه دیگه ای به لب مینهو زد عکس ها رو برداشت و دنبال سونگمین رفت.

 مستقیم به سمت اتاق بازجویی رفت. دونگهه تو پنجره ایستاده بود و به اتاق زل زده بود. 

_ چه خبر دونگهه. 

با ورود دونگهه برگشت و احترام گذاشت. 

_ اون اینجاست. 

تمین سریع وارد شد و پرونده رو دست سونگمین داد.  دونگهه جلو تر اومد و به عکس جنازه زل زد: پسر خوشگلی بوده. 

تمین تایید کرد و اطلاعاتی که از مینهو گرفته بود رو برای دونگهه بازگو می کرد.

دونگهه با کنجکاوی از سونگمین پرسید : هیونگ به نظرت این پسر قاتله ؟

سونگمین نیم نگاهی به مردی که پشت به صفحه شیشه ای نشسته بود کرد : احتمالش هست . باید با شواهد پیش رفت . اینو یادت باشه دونگهه هر کسی قاتل حساب میشه مگر اینکه خلافش ثابت شه .... بسیار خوب می رم برای بازجویی. 

 

 پرونده رو از دونگهه گرفت و در حالی که می خوندنش وارد شد.  دنبال اسم متهم گشت.

_ تمام حرفهای شما اینجا ثبت میشه اقای ...

با دیدن اسم متهم سر جاش موند. حرفش رو کامل نکرد با ناباوری سر بلند کرد و وقتی مطمئن شد فقط یه تشابه اسمی نیست سر جاش موند. نگاهشون به هم خیره موند. ولی متهم سریع نگاهش رو گرفت و پایین انداخت. 

سونگمین نفس عمیقی کشید تا خودش رو کنترل کنه روی صندلی نشست و پرونده رو جلوش باز کرد. دستش رو مشت کرد.

_ و می تونید وکیل داشته باشید چو کیوهیون شی.

سرش رو پایین انداخت و خودش رو مشغول بررسی پرونده کرد. کیوهیون سرش رو بلند کرد و نگاهی به سونگمین کرد. حرفی نزد و فقط بهش خیره شد. وقتی نگاه سونگمین بالا اومد سرش رو پایین انداخت.  نگاهی به کیوهیون کرد. نفس عمیقی کشید تا به خودش مسلط بشه.  چیزی که توی این شغل یاد گرفته بود کنترل خودش بود.

_ این فرد رو می شناسید ؟ 

عکس رو روی میز گذاشت. کیوهیون با شنیدن صدای سونگمین هل کرد سریع عکس رو نگاه کرد و با دیدن چشم های بسته لوهان بدنش یخ بست.  چشم هاش گرد شد و گرم شدن چشم هاش رو حس کرد. 

_ لو... لوهان. 

سونگمین به شدت واکنش های کیوهیون رو زیر نظر داشت . عکس رو توی پرونده برگردوند : پس می شناسیدش.  شما گزارش مفقود شدنش رو دادید؟ 

کیوهیون اما جواب نداد نگاهش هنوز روی میز جایی که عکس لوهان بود خیره مونده بود. شوکه شده بود   

وقتی سکوتش رو دید سر بلند کرد . رنگ کیوهیون پریده بود: شما خوبید؟

نگاهش رو از میز گرفت و به چشم سونگمین خیره شد.  دل سونگمین لرزید و نگاهش رو دزدید. 

_ لوهان کجاست ؟

صدای کیوهیون مثل گذشته بود. لبش رو گزید و سعی کرد اروم بمونه: اون مرده جسدش امروز پیدا شد.  در اثر خفه شدن توی آب. 

 

کیوهیون نفسش بند اومد: چی ؟

چنان شوک زده گفت که سونگمین دست از فرار نگاهش برداشت و به کیوهیون نگاه کرد. حال کیوهیون نشون می داد واقعا پریشون شده. تجربه بهش نشون می داد رفتار کیوهیون اصلا به قاتل نمی خورد ولی شغلش احساسات او رو قبول نداشت مجبور بود طی قوانین پیش بره. 

_ شما گم شدنش رو گزارش دادید؟

_ ار... اره. چند روزی خبری ازش نداشتم. تلفنش خاموش بود و پیداش نبود. 

سونگمین سر تکون داد: پزشک قانونی ما ثابت کرده لوهان به قتل رسیده. 

دست هاش شل شد و روی میز افتاد نگاهش بی رمق شد. لوهان کشته شده بود؟  چرا کی تونسته بود اون رو بکشه؟  

 

لبهاش بی رنگ شده بود رو به زور خیس کرد: کار کیه؟

رفتار کیوهیون نشون می داد مقتول براش مهمه. ولی چرا او لوهان رو نمی شناخت؟ یعنی تو این چند سال لوهان برای کیوهیون مهم شده بود؟

چشمش رو بست تا کمی به خودش مسلط شه.  اون یه پلیس بود نمی تونست بزاره احساسش بهش غلبه کنه. 

_ سه روز پیش بعد از ظهر کجا بودید؟ 

کیوهیون گیج سر بلند کرد و به سونگمین خیره شد.  خبر به قتل رسیدن لوهان به قدر کافی براش سخت بود که نتونه باهاش کنار بیاد. 

_ چی؟

_ سه روز پیش ساعت پنج،  لحظه قتله، شما کجا بودید؟

چشم هاش گرد شد: چی؟ 

تقریبا صداش بلند شد.  سونگمین اخم کرد: عادت ندارم یه کاری رو دوباره کنم آقای چو جواب منو بده اون موقع کجا بودی؟ 

از صدای بلند سونگمین تعجب کرد و عقب کشید و به صندلی تکیه داد هرگز یادش نبود سونگمین اینطوری داد بزنه . 

-         بعد از ظهر همش خونه بودم

ابروش رو بالا انداخت: حتما شاهدی هم نداری

لحنش یکم سخت گیرانه بود.

دستهاش رو توی هم پیچید تا سرماش رو کنترل کنه : ساختمون دوربین مدار بسته داره ولی چند روز برای تعمیرات برده شدند. 

_ جالبه و دقیقا همون موقع باید لوهان به قتل برسه. 

با گفتن کلمه قتل کنار اسم لوهان لرزید. سونگمین دید ولی بهش توجهی نکرد. خشم و عصبانیت زیادی توی وجودش حس می کرد و خودش دقیقا می دونست بخاطر گذشته مشترک خودش و مرد مقابلشه. 

_ کی متوجه گم شدنش شدید؟

_ تقریبا پنج روزی خبری ازش نبود. پنج روز پیش به قصد کار از خونه رفت ولی بعد از اون خبری ازش نشد .

_ و شما سه روز پیش خبر دادید؟ دقیقا روز مرگش. 

کیوهیون کلافه و غمگین از شرایطی که توش بود سری تکون داد: وقتی 48 ساعت ازش بی اطلاع بودم خبر دادم. 

سونگمین اخم کرد: از کجا می دونستی باید چهل و هشت ساعت صبر کنی ؟

از سوالات عجیب سونگمین گیج بود.  بهش خبر مرگ لوهان رو داده بودند باید کمی با خودش کنار می اومد ولی سونگمین و حضورش سوالات عجیبی عصبیش می کرد.

_ تو.... حرفش رو خورد.

با یاد گذشته آهی کشید و جمله اش رو عوض کرد: یکی از می شناختم قبلا بهم یاد داده بود یه نفر بعد از 48 ساعت مفقود حساب میشه. 

لحظه ای ساکت به کیوهیون نگاه کرد. خودش اینو یاد کیو داده بود. سری تکون داد تا از فکر بیرون بیاد

به پرونده خیره شد: شاید فقط سه روز پیش مراجعه کردی و طوری وانمود کردی انگار بیشتر گم شده.

دیگه عصبی شد: می خواین با این حرفهای بی سر و ته به کجا برسین.

_ اینکه انگیزه ات رو از قتل لوهان بگی  

 

متقابل با کیوهیون داد زد. اما کیوهیون با ناباوری به صندلیش تکیه زد و نگاهی که اروم شده بود رو به سونگ مین داد: چرا چنین فکر احمقانه ای دارید.  لوهان....  دوست من بود.  چرا باید بکش...

نتونست کلمه رو به زبون بیاره. چشمهاش رو بست تا اشک های پشت چشمش رو کنترل کنه نمی خواست جلوی سونگمین گریه کنه گرچه خبر قتل لوهان داشت قلبش رو می فشرد . لعنتی به زمان نیاز داشت .

اروم شدن کیوهیون رو دید خودش هم اروم تر شد: مدارک نشون می دن مقتول توسط خفگی به قتل رسیده و نمونه پوست شما زیر ناخنش بوده

می تونید توضیح بدید چرا اون باید پوست شما رو بخراشه غیر از اینکه برای نجات خودش باشه ؟

چشم هاش رو باز کرد و به سونگمین نگاهی انداخت. 

_ اون بهم چنگ انداخت . 

وقتی پوزخندش رو دید هل کرد و سریع گفت: ولی بخاطر درگیری نبود. 

_ پس دلیلش چی بود؟

خیلی بی حس درست مثل یه کارگاه پرسید . کیوهیون نگاهش رو دزدید.  هرگز فکر نمی کرد سونگمین رو دوباره ببینه ولی این شرایط داشت سخت می کرد. 

_ من دروغ گفتم. 

پوزخندش پررنگ تر شد از طرفی دلشوره بدی بهش راه پیدا کرد.  چیزی که قرار بود بشنوه نگرانش می کرد. کیوهیون باید می گفت قبل از اینکه قاتل لوهان خطاب شود. 

_ لوهان دوستم نبود. 

نگاهی به سونگمین انداخت و آه کوتاهی کشید: اون چنگ ها بخاطر سکس بود.  لوهان همسر من بود. 

سونگمین نتونست چهره سختش رو حفظ کنه.  برای لحظه ای نفس کشیدن یادش رفت.  چشم هاش گرد شد و دست هاش یخ بست. هرچی تلاش کرد ، نشد .   

نگاهش رو از چشم های متعجب سونگ مین گرفت و پایین داد. 

سکس ، همسر ، لوهان؟ صدای کیوهیون از گذشته توی سرش پیچید: نمی تونم با یه پسر باشم.

حس کرد توی اون اتاق کوچیک اکسیژنی نیست سریع از جا بلند شد.

دید رنگ سونگمین عوض شد لبش رو گزید بین این همه آدم چرا سونگمین بازرس پرونده اش بود؟

چند لحظه اطرافش رو نگاه کرد و سعی کرد کمی به خودش مسلط شد.  داد زد: تمین

در باز شد و تمین سریع وارد شد: بله رئیس.

_ ببرش پیش مینهو تایید بگیر .

قبل از اینکه چیز دیگه ای گفته بشه از اتاق بیرون زد و به دفترش رفت و در رو محکم بست. زانوهاش دیگه تحمل نداشت روی زمین افتاد زانوهاش رو بغل کرد و غرق خاطرات گذشته اش شد.

 

فلش بک

با استرس به در بسته کلاس نگاه کرد.  چرا باید اولین روز دیر می رسید.  به ساعتش نگاه کرد پنج دقیقه بود جلوی در معطل بود. بالاخره باید وارد می شد دستش رو به سمت در برد که دستی همزمان با اون دستگیره رو گرفت نگاهش بالا اومد و به پسری که همزمان باهاش بود نگاه کرد.

پسر چشم های خسته ای داشت که مشخص بود بخاطر خوابه .  خوشحال بود که تنها کسی نیست که دیر رسیده. این فکر اینقدر خوشحال کرد که با ذوق دست پسر رو روی دستگیره گرفت: من سونگمینم.

پسر بیچاره با این حرکت سونگمین خواب از چشم هاش پرید و به غریبه ای که دستش رو گرفته بود نگاهی کرد درک نمی کرد لبخند گنده اول صبحی دقیقا چیه؟

چشمش رو گردوند و خمیازه ای کشید: من کیوهیون هستم.

پایان فلش بک

 

با صدای در از افکارش بیرون اومد.

سریع از زمین بلند شد می دونست گریه نکرده خیلی وقت بود گریه کردن رو فراموش کرده. فقط لحظه ای یاد گذشته افتاده بود .

از در فاصله گرفت : بیا تو .

تمین وارد دفتر شد. نگاهی بهش کرد یاد پرونده افتاد این پرونده مثل بقیه پرونده ها بود : جواب مینهو چی بود؟

تمین لبخندی زد روزهایی مثل این که زیاد به دیدن مینهو می رفت براش خوشایند بود: جواب مثبت بود پسره دروغ نگفته. آثار 3ک3 با هم رو دارند.

 

چشم هاش ناخودآگاه بسته شد و آهی کشید.

_ اطلاعات این پسره لوهان رو میخوام . به سفارت خونه هم خبر بده و هرچی اطلاعات از این پسره هست در بیار و راستی متهم الان کجاست؟

_ تو اتاق بازجویی . به دونگهه میگم تمام اطلاعاتش رو در بیاره .

بلند شد و به اتاق بازجویی رفت اینبار کمی به خودش مسلط بود.

_ بسیار خوب آقای چو پزشک قانونی حرفتون رو تایید کرد.

سرش رو بلند کرد و به سونگمین نگاه کرد.  چیزی نگفت.  ذهنش به طور ناخودآگاه به گذشته رفته بود ولی چیزی مانع می شد بهش فکر کنه لوهان.

_ مدرکی هست که ثابت کنه شما دو نفر ازدواج کردید؟

با سر تایید کرد: یک سال پیش رفتیم ژاپن اونجا ازدواج رسمی کردیم.

ظاهر سردش رو حفظ کرد باید همون افسر لی همیشگی می موند.

_ حرفهای شما بررسی می شه آقای چو . حالا میخوام چندتا سوال جواب بدید .

لحظه ای سکوت بینشون پیش اومد و بعد ادامه داد : مقتول یعنی لوهان با کسی خصومتی داشت؟

کیوهیون آهی کشید: تا جایی که می دونم نه. اون مهربون بود توی یه شرکت کار می کرد به عنوان مدیر فروش استخدام شده بود چندباری سر کارش رفته بودم رابطه اش با همکار هاش خوب بود.

سرش رو تکونی داد : ادرس محل کارش و خونتون رو به همکارم بدید و تا اطلاع ثانوی از شهر خارج نشید . در دسترس باشید .

 

توضیحات تکمیلی رو داد و از جا بلند شد : می تونید برید .

 

 

 

-کارگاه لی ؟

سرجاش ایستاد . اولین بار بود کیوهیون اینطوری خطابش می کرد برگشت و به کیوهیون نگاه کرد : بله ؟

-می تونم لوهان رو ببینم .

صداش غمگین بود . برگشت و نیم نگاهی به کیوهیون کرد .اون چشم های غمگین به هیچ وجه برای سونگمین اشنا نبود .

بی هیچ حرفی از اتاق بازجویی بیرون رفت : تمین .

-بله رئیس . از متهم چیزهایی که خواستم رو بگیر و بعد ببرش پزشکی قانونی میخواد مقتول رو ببینه.

احترام نظامی گذاشت و به اتاق بازجویی وارد شد . نیم نگاهی به پنجره اتاق بازجویی انداخت و بعد از اتاق خارج شد .







*****
فکر کردین تو پار اول همه چیو لو دادیم؟؟

سخت در اشتباهین ..

هنوز زوده تا بفهمین.

حالا فکر میکنین کیو قاتله یا نه؟؟


برچسب‌ها: Love FootPrint
تاریخ ارسال: یکشنبه 7 آذر 1395 ساعت 21:42 | نویسنده: MaMi_Angle 137
نظرات (21)
یکشنبه 14 آذر 1395 20:50
مهدیس [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وااااای خیلی قشنگه ممنونم
من فیک پلیسی میدوستم
ممنونم
امیدوارم موفق باشی
ولی ضد حال خوب میزنی خخخخخخخخ
جمعه 12 آذر 1395 01:45
حنا [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیزم خوبی؟؟؟
واقعیتش اولش فکر نمیکردم از همچین سونگمینی خوشم بیاد،ولی وقتی شروع کردم به خوندن فهمیدم نه میتونم عاشقه همچین سونگمینی باشم
اینطور که‌از‌پارته اول فهمیدم کیو سونگمینو با این بهونه که نمیتونم با یه‌پسر‌باشم پس‌زده بعد الان با لوهان ازدواج کرده ،مگه لوهان پسر‌نیست
مگه میشه پوستش از پنج روز قبل تا حالا زیره ناخنش باقی مونده باشه
به نظرم نباید آنقدر زود کیو‌رو‌تبرعه کرد،تا وقتی که یه مظنون دیگه پیدا نشه من به کیو‌ شک‌دارم
مرسی عزیزم
پاسخ:
سلام به روماهت عشقم.
سونگمین همه جورشه خاصه.. از جمله توناییاش اینه که در ان واحد هم جذاب و منلی باشه هم کیوت باشه یکم ترسناکه خخخخ
ولی در هر صورت فقط میشه عاشقش بود ولاغیر پس دیگه از این فکرا نکن

بله کاملا درست فهمیدی..واقعا لوهان فرقش با مین چیه؟
اره میشه پوست زیر ناخن میمونه .. لوهان سرشو کردن تو اب خفه شده دستش تو اب نرفته که شسته بشه.. پوست زیر ناخن میمونه و حالا حالا از بین نمیره
به نظر منم زود نتیجه گیری نکن حالا حالا ها با کیو کار داریم
فداتون برم
پنج‌شنبه 11 آذر 1395 19:47
ریحانه [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام خوبین وایی چه فیک قشنگیه اوخییییی واسه سونگمین اوخیییییی واسه لوهان خوشگله اوخییییییی واسه کیوهیون ولی واقعا تمین و مینهو باحالن وسط پرونده قتل و...اهم اهم خب خودت چطوریمرسی عزیزم ادامه هر چه سریع تر و موفق باشی
پاسخ:
سلام عزیزم. همگی با هم فقط اوووخی.. خخخ
باحال گفتی
یکم از قاز خشک و جدی بودن درش میاره اون دوتا نمک فیکن..
چشم چشم. زودتر میذارم ایشالا
پنج‌شنبه 11 آذر 1395 13:27
imagine [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
فیک جنایی ...پلیسی عااالیه
مینی پلیسهچ جذااااب
کیو باید قاتل باشه:|لطفا:| من دوست دارم کیو قاتل باشه:|کیو قاتله:|
کیو هم الان همش نقش, بازی میکرد... یا نه :/ لعنتی...
گفته بودم عاشق فیکای نموام؟.... اگ نگفتم خو الان میگم....عاااشق, فیکای نمو ام.. همیشه منو با فیکا درگیر میکنه...کارش عااالیه..
خسته نباشین
پاسخ:
ییسسسسسو منم خیلی دوس
:///// کیو قاتل؟؟؟ برو خدا روزیتو جای دیگه بده..
حالا نرو شاید همینجا روزیتو گرفتی
عررر.. منم عاشقشم خوو. خیلی باحال مینویسه.. تکه این بشر بخدا
اره دقیقا ادمو میندازه تو چالش
مرسی عشقم از نظرت
پنج‌شنبه 11 آذر 1395 11:55
saye [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وای چه باحال بود خیلیییی خوب بود من بسی لذت بردم ههههه
مرسیییی
پاسخ:

فداتون برم.. خوشحالم دوسش داشتین
چهارشنبه 10 آذر 1395 20:25
mina [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
فیگ پلیسی دوس دارم
سونگمین خیلیییییییی باحاله اینجا بهش میاد مغرور باشه
ممنون دوسم
نخسته باااای
پاسخ:
می تو

ممنون از نظرت
چهارشنبه 10 آذر 1395 02:51
Anid79 [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
شیمینی جونم...تو جدول زده آپ این فیک دوشنبه هاس عزیزم
پاسخ:

اره یه روز زود اپ کردم
چهارشنبه 10 آذر 1395 02:45
Anid79 [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
واااااااااااااو...خدای من...یکی منو بیگیره
مررررردم از خوشی...رسما دارم قهقهه میزنم
ممنونم شیمینی عزیزم...خییییلی مرسی
میدونی...خیلی حس خوبیه...ک بدونی یکی حتی یه لحظه ام ک شده ...یاد تو افتاده و حتی اگه شده یه کوچولو دلش برات تنگ شه
به قول خودت با اینکه همو نمیشناسیم یا حتی یه بارم همو ندیدیم
ولی خب...اینجوریاس دیگه...ازین آدما خیلی کمه
فدات برم من...ببخشید عزیزم...تلم قطه...من جدددن معذرت
سوری..
به محض وصلیدنش می خبرمت...بیای پی وی کلی بحرفیم
.منم دلم واسه تو تنگیده بود تو این مدت
بسکه ماهی تو
شبت پرستاره مهربونم
پاسخ:
چه دل و قلوه ای میدین
عاشقتونم
چهارشنبه 10 آذر 1395 00:24
شیمین [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ببخشید روزای اپ این فیک چه روزایی در هفتس؟
پاسخ:
دوشنبه هاست
چهارشنبه 10 آذر 1395 00:20
شیمین [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
Anidجان یه مدت نبودی دلم واسه نظرات تنگیده بود اومدم پی وی تلگرامت حالتو پرسیدم جواب ندادی ترسیدم ولی خوشحالم دوباره نظراتت رو میبینم
پاسخ:
چهارشنبه 10 آذر 1395 00:16
ziki [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
اووو ششششتتت
من واقعا شوکه شدم لوهان ازدواج کیو بعدم قتل اووووف مغزم سوت کشیددد
وااااو تا این فیک بخاد آپ شه هر هفته من دق میکنم که
اوه مین خرگوشک از همین الان داره درد میک‌شه الهییی ایییییی

عالییییه دمت گرم خسته نباشیییی به شدت مشتاق ادامه فیکم :::::
پاسخ:
نفسس عمیق در کن
خخخ دقیقا نگار هدفش دق دادن خواننده هاس
منم کمکش خخخخ
مرسی از نظرت عشقم
سه‌شنبه 9 آذر 1395 22:24
وال ای [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آقااااا...به نظر من آخرش بازم مینی کوتاه میاد یعنی دیگه نمیخوام کیو رو نصف کنم میخوام مینو بزنم...بابا منم عاشق شدم بدجور اما دیگه مین از حد دا ه میبره...همش خودشو فدا میکنه...کیو ایندفعه باساطور میام سراغت اگر مینیم رو اذیت کنی.
پاسخ:

وایی کوتا بیا باو.. هنوز که به تهش نرسیده
قول میدم تو فیک بعدی جبران کنم
بیا صلح کینیم فعلا
سه‌شنبه 9 آذر 1395 15:20
Anid79 [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عشق جوجه
یه شوک عمیق
هنگم اصن...یه جوریم...نمیدونما...ولی یه جوریم
من قربون افسرلی
چرا حس خوبی نسبت ب کیو ندارم؟؟
یه جورایی فرکانس منفی ازش میگیرم
منم یا نظر شیمین موافقم...داره نقش بازی میکنه...البته حدس منه
اونجا ک مینی یادش اومد ک کیو گفته نمی تونه با پسرا باشه...خیلی عصبیم کرد...ک حتی یه درصدم مینو تو فیک پس زده...اما بعدش...بهش شک کردم
شم پلیسی منم بکار افتاد..سنسورام فعالید..خخخخ...بگو نویسنده منو هم ببره قاطی پلیسای فیک
کیو قاتله...تمام
یه چیز دیگه....الان ک داشتم تایپ میکردم یادم ب نظر یکی از دوستان اومد...بعد رفتم بالا ک اسمشو ببینم و بنویسم اینجا...دیدم شیمین خودمونه...به همین برکت...این بار دومه
من خودم بشخخخخصه هلااااااااک فیکا و فیلمای پلیسی و رمزالود و جنایی و هیجانیم...الانم ک جدیدا هشدار برای کبری11 رو میزاره و منم عاششششقشم...البت قبلا دیدمشااااا...فصل 1
ازین فیک بسی خوشمان آمد..جذذذذاب بود
ولی...کیو و لوووووهااااااان؟؟؟؟؟؟
شرمنده...این یکی هنو هضم نشده...
نخسته عشق جوجه...بوس سوپر گنده رو لپات
منتظر پارت بعدم
میگم غزاله چرا آپ نکرده؟؟؟..نگرانش شدم مامی
پاسخ:
سلام عزیزم...چه جوری ای؟؟
کیو فقط یه قاتله عاشقه کوچولو موشوله.. گناهی نداره که..
اینا تاثرات فیک قبله
اوه جناب پوآرو شم پلیستون چی میگه الان؟؟
بابا یه قشمت گذاشتم چه همه کیور وقاتل کردن رفت
جان خودم همه به خونش تشنه ان به خاطر فیک قبلی

اون کی رو اثن هضمش نکن.. خخخ مهم نیست زیاد
فدات شم جوجه خوشگلم. مرسی از نظرت
عاهان غزاله همه یه کوچولو حالش خوب نبود.. االان بهتره میاد اپ میکنه ایشالا
مرسی که سراغشو گرفتی
سه‌شنبه 9 آذر 1395 09:01
sara [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ووووووواااااااییییی ایول خیلی توپ بود مرسی. ای وای یعنی چیشده ک کیو بالوهانخخخخخ مممنون دارم ازفضولی بقیه قسمتا میترکم
پاسخ:

:فضولدونه همه رو کا رانداختم
منتظر بمون
سه‌شنبه 9 آذر 1395 00:49
mahsa [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
وااای این فیک عالیه افسرلی
پاسخ:
دوشنبه 8 آذر 1395 01:12
شیمین [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
واو من عاشق فیک معمایی و جناییم حدس من اینه که کیوهیون صد در صد قاتله حتی 1درصدم شک ندارم که کار شخص دیگه ای باشه به نظرم کیوهیون اینی نیس که نشون میده وداره نقش بازی می کنه واسه سونگمین
پاسخ:
عاقا خدایی منم دوست دارم فیک جنایی فیلم پلیسی هم زیاد میدیدم..خخ
100 درصده که هست... حالا یا عاشقه یا قاتله.. شایدم جفتش
تو خماری بمون فعلا
یکشنبه 7 آذر 1395 23:54
هستی [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
قدری رفتم تو شوک ک حد نداشت!
جوری چشمام گرد شده بود ک ی لحظه بابام هنگ کرد پرسید چ داری میخونی ک قیافت اون جوری شده؟
خوب رحم کن!
قسمت اولو این همه شوک؟؟؟؟اصن داریم؟؟؟؟مگه میشه؟؟؟
نخسته خانوم گل:*
پاسخ:
الانم تو شوکی؟؟ منو میبینی؟؟ من کیم؟؟ اینجا کجایه؟؟
خخخخخ.. باقیشو میخوای چه کنی با این وضع اخه

مثی که شده
مارو دست کم گرفتی جوجه
فداتو ن برم
یکشنبه 7 آذر 1395 23:49
کیمیا [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
او مای گاد از همین پارت اول حسابی قوی بود
یعنی قشنگ یاده این سریالا و فیلمای جنایی میوفتادم اونم با این همه ذکر جزئیات خیلی چسبید
بهنظر من ک بعید نیست قاتل باشه
باید ببینیم تو ادامش چی میشه
ممنون واسه آپ
خسته نباشین
لاو یا
پاسخ:
واقعا؟؟؟ اومووو. من خر ذوووق
اره اره خودمم وقتی خوندمنش دیدم چه جزییات باحالی نوشته انگار سریال پلیسیه
بله نظر شما لحاظ میشه
افرین.. گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی

خواهش میشه عشقم
بوس به لباتون
یکشنبه 7 آذر 1395 23:30
Nazi [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بسیییییی هیجااان انگیز بووود عررررررر
دمت گرم واقعا
ینی کی قاتلهههه دیگه مخم درگیرش شد
خسته نبااشییی
بوووس
پاسخ:
جووووون
من خودم عاشق هیجانشم
معلوم نیست کی قاتله یعنی؟
یک فکر کن اسونه ها
درمونده نباشی عشقم.
بووووووووووس
یکشنبه 7 آذر 1395 22:39
سها [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
نه کیو چرا؟؟؟نهههههههههههههه
الهی بمیرم مین مینکم...س.ک.س معشوقت خیلی دردناک میتونه باشه...اونم با این شرایط...
پاسخ:

خدا نکنه
اثن تصورش مو به تن ادم سیخ میکنه
ولی شما کیپ کالم کن عشقم.. ایتز جاست عه فیک..
یکشنبه 7 آذر 1395 22:08
باران [ ]
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیزم. مرسی.
چه هیجان انگیز. .. خوشمان آمدددد..
پاسخ:
سلام جوجه
هدف ما رضایت شماست
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد